أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
534
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
چندى در آنجا ماند و پس از آن با زدن نقبى در ديوار توانست به خانهء عبداللَّه بن سرور بگريزد و پس از فريفتن او براى پس گرفتن امارت پدرش ، به تحريكاتش ادامه دهد . در اين وقت ، سن عبداللَّه از دوازده تجاوز نمىكرد . حدود پانصد جنگجو در حمايت از وى آماده شد ، شروع به تيراندازى از داخل مسجد به سمت خانهء غالب كه ديوار به ديوار مسجد در كنار باب الوداع بود ، كردند . بدين ترتيب فتنه آغاز شد و از آن طرف هم شروع به تيراندازى شده از سمت خانههايى كه اطراف خانهء غالب بود به سمت خانههايى كه در كنار باب القطبى بود و طرفداران عبداللَّه بن سرور در آن بودند ، تير رد و بدل مىشد . اين وضعيت چهار روز ادامه يافت به طورى كه طى اين روزها ، عبور و مرور قطع شد و نماز جمعه در مسجد الحرام تعطيل گرديد ، چرا كه هر كسى از آنجا مىگذشت از دو طرف هدف قرار مىگرفت . در اين وقت ، طرفداران عبداللَّه بن سرور كه از دستيابى به پيروزى نااميد شده بودند با درخواست تأمين از سوى غالب ، به همان روش اشراف ، از مكه خارج شده ، به باديه رفتند . در آنجا با شمارى از قبايل ، تبانى كرده ، آنان را به هجوم به مكه متمايل كردند . زمانى كه غالب آنان را شكست داد ، باز به عابديه و فاقه « 1 » گريختند . سپس به جبال هذيل و از آنجا به طائف رفته اين شهر را تصرف كردند و باز به مكه هجوم آوردند . اين بار غالب در ابطح با آنان رو در رو شد و توانست پس از يك نبرد خونين آنان را پراكنده سازد و عبداللَّه بن سرور و برادرش را دستگير كند . وى مدتى آنان را زندانى كرد و سپس آزاد نمود و به اين ترتيب فتنه پايان پذيرفت . يحيى بن سلتوح از اين حادثه گريخته ، به ديار حرب و سپس به شام و تركيه رفت تا مقامات عثمانى را در جهت عزل غالب تحريك كند كه كارى از پيش نبرد . از آنجا به مصر برگشت و همانجا ماند تا زمانى كه مرد . « 2 »
--> ( 1 ) . فاقه در همسايگى عابديه است و دو كيلومتر از عرفه فاصله دارد و ما امروزه آن را الخرار مىناميم . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .